مقدمه و هدف: در دنیای پرشتاب امروز، شایستهسالاری با انتخاب مدیران بر اساس دانش، مهارت و شایستگیهای نوین، کلید ارتقای کیفیت آموزشی است. شناسایی مدلهای شایستگی مدیران، گامی ضروری برای تحول نظام تعلیم و تربیت محسوب میشود.براین اساس، هدف این پژوهش، مدلهای بهبود شایستگی حرفهای در مدیران بود. روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر، به روش کتابخانه ای بارویکرد توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: مطالعه مدلهای شایستگی مدیریتی نشان میدهد که این مفهوم از نظریههای اولیه روانشناختی به سمت الگوهای عملیاتی و پویا تکامل یافته است. مدلهای معاصر مانند فیلیپس و برگ کوئیست (با چهار بعد صلاحیت حرفهای)، لوک و همکاران (با تأکید بر چرخه یادگیری مستمر)، تیمپرلی (با محوریت یادگیری درونسازمانی) و استوارت و براون (با ترکیب آموزش رسمی و روابط توسعهدهنده) همگی بر این نکته تأکید دارند که شایستگیهای مدیران باید چندبعدی، انعطافپذیر و متناسب با نیازهای پویای سازمانهای آموزشی طراحی شوند. این مدلها نشان میدهند که توسعه حرفهای اثربخش مدیران نیازمند تلفیق دانش تخصصی، مهارتهای عملی، شایستگیهای اجتماعی و سازوکارهای یادگیری مستمر است که در بستر سازمانی و با توجه به تحولات محیطی بهروزرسانی میشوند. نتیجه گیری: مطالعات نشان میدهد که تحوّل در نظامهای آموزشی مستلزم بهکارگیری مدیرانی شایسته با ترکیبی از دانش، مهارتها و تواناییهای اجتماعی است. الگوهای مختلف شایستگی مدیریتی بر ضرورت انعطافپذیری، پویایی و هماهنگی با نیازهای متغیر آموزشی تأکید دارند. تحقّق این امر نیازمند استقرار نظام شایستهسالاری، تداوم یادگیری و ارزیابی مستمر است. در مجموع، بهکارگیری این رویکردها میتواند به ایجاد مدیریتی اثرگذار و تحوّلی اساسی در نظامهای آموزشی بینجامد.