<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه  انگاره های نو در تحقیقات آموزشی</title>
    <link>http://www.jopre.ir/</link>
    <description>فصلنامه  انگاره های نو در تحقیقات آموزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رابطه هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی و نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_237308.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف اصلی این پژوهش رابطه هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی و نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 418 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه، از جدول کرجسی و مورگان استفاده و تعداد 220 نفر به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شد. روش نمونه‌گیری در این پژوهش، تصادفی خوشه ای بود. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه هوش سازمانی کارل البرخت (2003)، پرسشنامه بالندگی سازمانی اسپایدز (2007) و پرسشنامه بهسازی منابع انسانی ولبا و جانسن (2010) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که بین هوش سازمانی و بهسازی منابع انسانی با نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P). از سوی دیگر مشخص گردید که بین هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P). دیگر نتایج نشان داد که بین هوش سازمانی با بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P). در نهایت نتایج نشان داد که بین بالندگی سازمانی با بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P).نتیجه گیری: هوش سازمانی نقش تعیین‌کننده‌ای در بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار دارد و این رابطه از طریق بالندگی سازمانی تقویت می‌شود. به بیان دیگر، هرچه سطح هوش سازمانی در مدارس بالاتر باشد، امکان ایجاد محیطی بالنده‌تر فراهم شده و در نتیجه فرآیند بهسازی منابع انسانی نیز به شکل مؤثرتری تحقق می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس شایستگی های حرفه ای معلمان و ادراک از محیط یادگیری</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239318.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف از انجام این مطالعه، پیش بینی پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان&amp;amp;nbsp; مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس شایستگی های حرفه ای معلمان و ادراک از محیط یادگیری بود.روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع&amp;amp;nbsp; همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه دانش آموزان&amp;amp;nbsp; مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی (8000 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه آماری 367 نفر در نظر گرفته شد. برای جمع آوری داده ها از نمونه مورد مطالعه از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. روایی صوری توسط جمعی از اساتید و استاد راهنما&amp;amp;nbsp; مورد تایید قرار گرفت و پایایی آنها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 70/0 تایید گردید. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون تحلیل رگرسیون استفاده شده است.یافته ها: نتایج نشان داد که شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان و ادراک از محیط یادگیری هر دو تأثیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دارند. ضریب تعیین کلی برابر با 30 درصد بوده که نشان‌دهنده پیش‌بینی قابل توجه پیشرفت تحصیلی توسط این دو متغیر است. همچنین، ادراک از محیط یادگیری ( &amp;amp;beta;=0.504) &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;و شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان (&amp;amp;beta;=0.456) بیشترین قدرت پیش‌بینی را دارند.&amp;amp;nbsp;نتیجه گیری: معلمان با دانش، مهارت و رفتار حرفه‌ای می‌توانند فرآیند تدریس را بهینه کنند، در حالی که ادراک مثبت دانش‌آموزان از محیط یادگیری حمایتی، منجر به کاهش مشکلات رفتاری و افزایش موفقیت تحصیلی آن‌ها می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ربات‌های هوشمند در بهبود کارایی و تسهیل مدیریت آموزشی در دانشگاه‌ها</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239639.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: در دنیای امروز، فناوری‌های هوش مصنوعی و رباتیک به عنوان محرک‌های اصلی تحول در بسیاری از حوزه‌ها، به‌ویژه در آموزش عالی، شناخته می‌شوند. این مقاله به بررسی تأثیر ربات‌های هوشمند بر تسهیل فرآیند مدیریت آموزشی و افزایش کارایی سیستم‌های آموزشی در دانشگاه‌ها می‌پردازد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل نقش ربات‌های هوشمند به عنوان ابزارهایی کارا در بهبود کیفیت یادگیری و تسهیل فعالیت‌های مدیریتی در محیط‌های آموزشی است. روش شناسی پژوهش: : این تحقیق از نوع تحقیقات کتابخانهای و تحلیلی و توصیفی است.یافته ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که ربات‌های هوشمند با پیشرفت فناوری به ابزارهای مؤثر در آموزش تبدیل شده و نقش مهمی در بهبود یاددهی-یادگیری، ارتباطات آموزشی و مشاوره تحصیلی دارند. استفاده از آن‌ها باعث افزایش انگیزه، کیفیت آموزش و تعامل دانشجویان شده است، اما پیاده‌سازی آن‌ها با چالش‌هایی مانند مسائل اخلاقی، محدودیت‌های تکنولوژیک و مقاومت فرهنگی مواجه است. مطالعات موفق جهانی نشان‌دهنده کارآمدی این ربات‌ها در افزایش عملکرد و رضایت دانشجویان است. برای بهره‌برداری مؤثر، نیاز به زیرساخت‌های مناسب، آموزش نیروی انسانی و مدیریت تغییرات سازمانی احساس می‌شود.نتیجه گیری: ربات‌های هوشمند با ارتقاء کیفیت آموزش و تعامل دانشجویان، نقش مؤثری در فرآیندهای یاددهی-یادگیری و مشاوره تحصیلی دارند، اما با چالش‌هایی چون مسائل اخلاقی، محدودیت‌های فنی و مقاومت فرهنگی روبرو هستند. بهره‌برداری موفق نیازمند زیرساخت مناسب، آموزش نیروی انسانی و مدیریت تغییرات سازمانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط ادراک محیط یادگیری کلاس با تاب‌آوری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان با تاکید بر عناصر معماری بیوفیلیک</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239640.html</link>
      <description>مقدمه‌و هدف: آموزش از ضروری‌ترین عوامل رشد نیروی انسانی در توسعه کشور‌ها به شمار می‌رود. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط ادراک محیط یادگیری کلاس با تاب‌آوری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان با تاکید بر عناصر معماری بیوفیلیک می‌باشد. روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش به روش ترکیبی (کیفی، کمّی)، بر حسب هدف کاربردی، از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی باشد. جامعه آماری، کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر نورآباد ممسنی (3900 نفر) و بر اساس حجم نمونه آماری، جدول مورگان 350 نفر در نظر گرفته شده است و روش نمونه‌گیری طبقه‌ای است. برای گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد استفاده شده است و پایایی آن به وسیله محاسبه آلفای کرونباخ تعیین گردید. از آزمون‌های ضریب همبستگی پیرسون و تی گروه‌های مستقل و برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار 24 SPSS و برای بررسی فرضیه‌های پژوهش استفاده شده است.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که ادراک محیط یادگیری کلاس با تاب‌آوری و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معنی‌داری دارد. همچنین نتایج آزمون تی گروه‌های مستقل نشان داد که تاب‌آوری دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهر نورآباد با ادراک محیط یادگیری کلاس تفاوت معنا‌دار ندارند، ولی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر و پسر تفاوت معنا‌دار دارند.نتیجه گیری: یافته‌های نشان می‌دهد که ارتقای کیفیت محیط مدرسه و کلاس درس و توجه به نیازهای روانی و آموزشی دانش‌آموزان می‌تواند نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری و پیشرفت تحصیلی ایفا کند و زمینه‌ساز مطالعات آتی در راستای بهبود فرآیندهای یادگیری و توسعه مهارت‌های فردی دانش‌آموزان باشد، به‌ویژه در بررسی اثرات عوامل محیطی و ساختاری و نقش آن‌ها در ایجاد انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی با تاکید بر عناصر طبیعت‌گرایی و معماری بیوفیلیک می‌تواند افق‌های جدیدی در طراحی برنامه‌های آموزشی و سیاست‌گذاری مدارس ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چگونگی تأثیر فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتباط و تعاملات بین دانشجویان و اساتید</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239641.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: در دنیای امروز، فناوری‌های نوین به‌ویژه فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر فرآیندهای آموزشی و تعاملات میان دانشجویان و اساتید در دانشگاه‌ها دارند. این مقاله به بررسی این تأثیرات می‌پردازد و به تحلیل چگونگی تغییرات در شیوه‌های ارتباطی و یادگیری در محیط‌های دانشگاهی ناشی از ورود فناوری‌های نوین می‌پردازد. روش شناسی پژوهش: : این تحقیق از نوع تحقیقات کتابخانهای و تحلیلی و توصیفی است.یافته ها: تحول فرآیندهای یاددهی-یادگیری با فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، منجر به شخصی‌سازی آموزش، ایجاد محیط‌های تعاملی و افزایش دسترسی به منابع شده است. با این حال، چالش‌هایی چون نابرابری دیجیتال، مقاومت در برابر تغییر و مسائل امنیتی، پیاده‌سازی را با مشکل مواجه کرده است. تجربیات دانشگاهی نشان می‌دهد موفقیت در گرو سرمایه‌گذاری در زیرساخت، آموزش مهارت‌های دیجیتال و ایجاد فرهنگ سازمانی حمایت‌کننده است.نتیجه گیری: فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی با ایجاد تحول در آموزش، فرصت‌های بی‌سابقهای برای شخصی‌سازی و تعامل فراهم کرده‌اند. با این حال، بهره‌برداری کامل از این پتانسیل، مستلزم غلبه بر چالش‌های دیجیتالی و سرمایه‌گذاری هوشمند در زیرساخت‌ها و توانمندسازی انسان‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه ای آرزوهای شغلی در رابطه خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239675.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف از این مطالعه، بررسی نقش واسطه ای آرزوهای شغلی در رابطه خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی بوده است. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری در مطالعه حاضر، کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی 485 نفر و بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه آماری 215 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود. برای گردآوری اطلاعات تحقیق از سه پرسشنامه استاندارد آرزوهای شغلی ابرئین (2016)، وجدان کاری کاستا و مک (1992) و خودکارآمدی اجتماعی اسمیت و بتز (۲۰۰۰) استفاده شد. این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی؛ از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و همچنین نرم افزارهای SPSS و AMOOS برای بررسی فرضیات پژوهش استفاده شده است.یافته ها: نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین آرزوهای شغلی، خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری رابطه معناداری برقرار می باشد.نتیجه گیری: نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که آرزوهای شغلی در رابطه خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی، نقش واسطه ای ایفا می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین کنجکاوی، مهارت حل مسئله و یادگیری علوم تجربی در مدارس ابتدایی بندر کلاهی</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239719.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: کنجکاوی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین روان‌شناسی یادگیری، نقشی کلیدی در ارتقای انگیزش درونی، پردازش عمیق و مشارکت فعال یادگیرندگان دارد و در آموزش علوم می‌تواند به بهبود کیفیت یادگیری منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین کنجکاوی، مهارت حل مسئله و یادگیری علوم تجربی در میان دانش‌آموزان دوره ابتدایی شهر بندر کلاهی انجام شد.&#13;
روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش،توصیفی از نوع همبستگی بود و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه &amp;amp;nbsp;استاندارد بود که روایی و پایایی آن &amp;amp;nbsp;توسط پژوهشهای قبلی &amp;amp;nbsp;تائید شد. در این پژوهش داده ها از 30 دانش آموز (15 پسر و15 دختر) مدارس پسرانه امام خمینی و دخترانه سعدی در بندرکلاهی گردآوری شد، مهارت حل مسئله 53.60، (2.677SD=) و یادگیری علوم تجربی 15.84، (9.64SD=) بود، آزمون شاپیرو ویلک نشان داد که توزیع نرمال است؛ بنابراین استفاده از آزمون های آماری پارامتریک مناسب بود بر این اساس، برای بررسی روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون و برای مقایسه میانگین‌ها بین دانش‌آموزان پایه‌های چهارم تا ششم از آزمون ANOVA در نرم‌افزار SPSS&amp;amp;nbsp; استفاده شد.&#13;
یافته ها: نتایج تحلیل‌ها نشان داد بین کنجکاوی و مهارت حل مسئله رابطه‌ای مثبت و بسیار قوی وجود دارد در مقابل، بین کنجکاوی و یادگیری علوم تجربی و نیز بین مهارت حل مسئله و یادگیری علوم تجربی رابطه معناداری مشاهده نشد. همچنین، آزمون ANOVA بیانگر آن بود که تفاوت معناداری بین پایه‌های تحصیلی مختلف در سطح کنجکاوی، مهارت حل مسئله و یادگیری علوم وجود ندارد.&#13;
نتیجه گیری: اگرچه کنجکاوی نقش مهمی در ارتقای توانایی‌های شناختی به‌ویژه مهارت حل مسئله دارد، اما برای تأثیرگذاری مستقیم بر یادگیری علوم لازم است از مداخلات آموزشی هدفمند، محیط‌های یادگیری کاوش‌محور و ابزارهای سنجش دقیق‌تر بهره گرفته شود. بر این اساس، طراحی برنامه‌های درسی و روش‌های تدریس نوآورانه می‌تواند با پرورش کنجکاوی، زمینه مشارکت فعال، تفکر انتقادی و یادگیری عمیق‌تر در علوم را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی بر رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی کارکنان مراکز آموزش عالی شهرستان ممسنی</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239720.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی بر رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی کارکنان مراکز آموزش عالی شهرستان ممسنی بود.روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت و هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی &amp;amp;ndash;همبستگی بوده است. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه کارکنان مراکز آموزش عالی شهرستان ممسنی (133 نفر) و با استفاده از جدول مورگان-کرجسی، 99 نفر از کارکنان به عنوان نمونه در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بود. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد کیفیت زندگی کاری والتون (1988)، سرمایه اجتماعی عبدالملکی و همکاران (1394) و فرسودگی شغلی مسلش (1982) برای گردآوری اطلاعات آماری استفاده شده است. روایی محتوایی هر سه پرسشنامه توسط صاحبنظران تأیید گردید و پایایی آن پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از کارکنان به وسیله محاسبه آلفای کرونباخ برای سه پرسشنامه به ترتیب 846/0، 873/0 و 834/0 تعیین گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد.یافته ها: نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داده بین کیفیت زندگی کاری، سرمایه اجتماعی و فرسودگی شغلی رابطه معناداری داشته است.نتیجه گیری: نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داده است که سرمایه اجتماعی بر رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی کارکنان مراکز آموزش عالی شهرستان ممسنی، نقش واسطه ای دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی درگیری شغلی معلمان بر اساس خودکارآمدی، سرمایه روانشناختی و تاب آوری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان نورآباد ممسنی</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239731.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی درگیری شغلی معلمان بر اساس خودکارآمدی، سرمایه روانشناختی و تاب آوری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ممسنی بود.روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ممسنی (750 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، 256 نفر به عنوان نمونه مورد آزمون قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد درگیری شغلی درگیری کاری معلمان هان (2020)، تاب آوری مورگان لیون (2001)، سرمایه‌ روانشناختی&amp;amp;nbsp; لوتانز و همکاران (2007) و خودکارآمدی معلم اسچانن و همکاران&amp;amp;nbsp; (2001) استفاده شد. به منظور آزمون به فرضیه های تحقیق از تحلیل رگرسیون و تی گروه های مستقل و نرم افزار SPSS استفاده شده است.یافته ها: بر اساس تحلیل‌های آماری:خودکارآمدی و ابعاد آن با ضریب همبستگی ۰.۷۲۵ و ضریب بتای ۰.۵۶۱، پیش‌بین معنی‌دار درگیری شغلی هستند. سرمایه روانشناختی و ابعاد آن با ضریب همبستگی ۰.۶۵۷ و ضریب بتای ۰.۵۹۵، قابلیت پیش‌بینی درگیری شغلی را دارند. تاب‌آوری با ضریب همبستگی ۰.۶۹۵ و ضریب بتای ۰.۵۴۱، پیش‌بین مناسبی برای درگیری شغلی است. درگیری شغلی معلمان زن (میانگین ۴.۲۳) به طور معنی‌داری بالاتر از معلمان مرد (میانگین ۳.۹۶) می‌باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای خودکارآمدی، سرمایه روان‌شناختی و تاب‌آوری، پیش‌بین‌کننده‌های معنادار و قوی‌ای برای درگیری شغلی معلمان هستند. همچنین، سطح درگیری شغلی در معلمان زن به طور قابل توجهی بالاتر از معلمان مرد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر جو سازمانی در مدارس: ارائه چارچوبی مفهومی بر اساس عوامل نیروی انسانی و جبرانی</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239747.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: این مقاله با تمرکز بر عوامل نیروی انسانی و جبرانی، به تحلیل نقش تعیین‌کننده این دو دسته عامل در شکل‌دهی به جو سازمانی و ارائه چارچوبی برای مدیریت مؤثر آن می‌پردازد.روش شناسی پژوهش: در این مطالعه از روش تحقیق توصیفی با رویکرد کتابخانه‌ای استفاده شد. در این روش، محققان بدون مراجعه به میدان تحقیق و گردآوری داده‌های اولیه، به بررسی عمیق و تحلیل محتوای منابع معتبر و موجود (مقالات، کتب، پایان‌نامه‌ها و ...) پرداختند.یافته ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که عوامل نیروی انسانی (مانند طراحی شغل، آموزش و ارزیابی عملکرد) و عوامل جبرانی (مانند نظام پاداش مالی و غیرمالی) نقش بنیادینی در شکل‌دهی به جو سازمانی دارند. این دو دسته عامل در تعاملی پویا و تقویت‌کننده عمل می‌کنند، به‌طوری که اثربخشی هر یک مشروط به عملکرد مطلوب دیگری است. همچنین، شفافیت، انعطاف‌پذیری و مشارکت کارکنان به عنوان ابعاد کیفی ضروری، زمینه درک عادلانه و پذیرش این عوامل را فراهم می‌سازند. در نهایت، ایجاد جو سازمانی مثبت مستلزم نگرش یکپارچه و اجرای هماهنگ سیاست‌های نیروی انسانی و جبرانی است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که شکل‌گیری جو سازمانی مثبت، حاصل تعامل هماهنگ و تقویت‌کننده‌ی عوامل نیروی انسانی (مانند توسعه شغلی و آموزش) و عوامل جبرانی (مانند نظام پاداش عادلانه) است. بنابراین، دستیابی به محیطی با انگیزه و بهره‌ور مستلزم اتخاذ رویکردی یکپارچه و همسو در طراحی و اجرای این سیاست‌ها می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی نو به سرمایه‌های روان‌شناختی در مدارس</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239759.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: در دوران کنونی، تحول پارادایمی از مدیریت دارایی‌های فیزیکی به سرمایه‌گذاری بر ظرفیت‌های ناملموس روان‌شناختی، جایگاه مفهوم سرمایه روان‌شناختیرا به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در سازمان‌ها و نهادهای آموزشی تثبیت کرده است. هدف کلی این پژوهش نگاهی نو به سرمایه‌های روان‌شناختی در مدارس است.روش شناسی پژوهش: در این مطالعه از روش تحقیق توصیفی با رویکرد کتابخانه‌ای استفاده شد. یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد سرمایه روان‌شناختی&amp;amp;mdash;شامل خودکارآمدی، امیدواری، خوش‌بینی و تاب‌آوری&amp;amp;mdash;یک سازه ترکیبی و توسعه‌یابنده است که در سازمان‌ها به منبعی برای مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌شود. در محیط‌های آموزشی، این سرمایه از سطح فردی فراتر رفته و به یک &amp;amp;laquo;سرمایه جمعی تحول‌آفرین&amp;amp;raquo; تبدیل می‌شود که جو مدرسه را ارتقا می‌دهد. این ارتقا به ویژه از طریق تقویت &amp;amp;laquo;مطالبه‌گری هوشمندانه&amp;amp;raquo; در دانش‌آموزان محقق می‌شود؛ آنان با تکیه بر این سرمایه، از انفعال خارج شده و برای بهبود شرایط آموزشی و اجتماعی به صورت فعال و سازنده اقدام می‌کنند. در نتیجه، مدرسه به کارگاهی برای پرورش شهروندانی مسئول، تاب‌آور و پیشرو تبدیل می‌شود که می‌دانند چگونه برای آینده‌ای بهتر بیافرینند و تلاش کنند.نتیجه گیری: سرمایه روان‌شناختی با ایجاد یک اکوسیستم توانمندساز در مدرسه، نسلی تاب‌آور، امیدوار و کنشگر را پرورش می‌دهد. این تحول، مدرسه را از نهادی آموزشی به کارگاهی برای شهروندسازی فعال تبدیل کرده و آینده‌ای مشارکتی و مسئولانه را پایه‌ریزی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مدل‌های توسعه حرفه‌ای مدیران و معلمان بر اساس مبانی نظری</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_239843.html</link>
      <description>مقدمه و هدف : مدارس به‌عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شکل‌دهی آینده جامعه، نقشی حیاتی در تربیت نیروی انسانی آگاه، خلاق و متعهد دارند. در این میان، توسعه حرفه‌ای مدیران و معلمان به‌عنوان راهبردی اساسی برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش اثربخشی یادگیری و تحقق اهداف کلان نظام آموزشی مطرح است. تغییرات سریع فناوری، اجتماعی و فرهنگی، ضرورت بازنگری در دانش، مهارت و نگرش مدیران و معلمان را دوچندان کرده است. لذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مدل‌های توسعه حرفه‌ای مدیران و معلمان بر اساس مبانی نظری و رویکردهای نوین یادگیری است.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای است. برای گردآوری داده‌ها از فیش‌برداری، تحلیل محتوای نظری و مرور نظام‌مند پیشینه پژوهش استفاده شد.یافته ها: سیر تحول مدل‌های توسعه حرفه‌ای از تمرکز تک‌بعدی بر دانش، نگرش یا فرآیند، به سوی الگوهای تلفیقی و چندبعدی حرکت کرده است که ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اخلاقی را همزمان پوشش می‌دهند.رویکردهای یادگیری از پداگوژی (مربی‌محور) و آندراگوژی (خودراهبر) به سمت هیوتاگوژی (یادگیریِ چگونه یادگرفتن) تکامل یافته‌اند که پاسخگوی نیاز به انطباق‌پذیری در شرایط پیچیده و غیرقابل‌پیش‌بینی است. مدل‌های بومی مؤکداً بر زمینه‌گرایی، عمل‌محوری و توجه به موانع ساختاری و چالش‌های اجرایی (همانند الگوهای طاهرپور کلانتری و خروشی) تأکید دارند، که شرط لازم برای اثربخشی برنامه‌هاست. یک یافته کلیدی نوظهور، ضرورت گذار از توسعه انفرادی به توسعه اکوسیستم یادگیری مدرسه است، که در آن تقویت ظرفیت جمعی، شبکه‌های حرفه‌ای و فرهنگ مشارکتی، بستر تحقق همه مدل‌های پیشرفته فردی را فراهم می‌کند.نتیجه گیری: توسعه حرفه‌ای اثربخش باید از مدل‌های مکانیکی فراتر رود و بر ایجاد اکوسیستم‌های یادگیری پایدار تمرکز کند. در این پارادایم، یادگیری خودرهبر معلمان در بستری غنی از تعامل، حمایت سازمانی و اخلاق حرفه‌ای پرورش می‌یابد .</description>
    </item>
    <item>
      <title>چگونه توانستم دانش آموزان را به درس ادبیات علاقه مند کنم؟</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_240583.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: با توجه به اهمیت زبان به عنوان کامل‌ترین ابزار ارتباطی و جایگاه کلیدی درس ادبیات فارسی در این زمینه، این پژوهش با هدف یافتن راهکاری برای افزایش علاقه دانش‌آموزان به این درس انجام شد. پرسش اصلی این بود که چرا برخی دانش‌آموزان به ادبیات فارسی علاقه ندارند و چگونه می‌توان این بی‌علاقگی را برطرف ساخت.&#13;
روش پژوهش:روش پژوهش کیفی و از نوع اقدام پژوهی بود.ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه بود.&#13;
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که نقش هدایت‌گر معلم در انتخاب و اجرای نمایش، مسیر را برای دانش‌آموزان هموار می‌کند. مشارکت فعال آنان در ساخت عروسک و طراحی صحنه، خلاقیت و علاقه‌شان را شکوفا می‌سازد. استفاده از فیلم‌های آموزشی، آگاهی و مهارت هنری دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد. در نهایت، واگذاری مسئولیت به تمامی دانش‌آموزان در مراحل مختلف کار، احساس مسئولیت‌پذیری و همکاری گروهی را در آنان تقویت می‌کند.&#13;
نتیجه گیری: در مجموع، روش نمایشی با وجود زمان‌بر بودن، تأثیر شگرفی در افزایش مشارکت و علاقه دانش‌آموزان داشت و توانست کلاسی با مشارکت محدود را به محیطی پویا و با اشتیاق تبدیل کند. رضایت دانش‌آموزان و اولیا از شکوفایی استعدادها، مؤید کارآمدی این رویکرد در تدریس دروسی با قابلیت روایت‌پذیری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چگونه توانستم روابط بین فردی را در دانش آموزان پایه چهارم بهبود بخشم؟</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_240584.html</link>
      <description>مقدمه‌و هدف: روابط بین‌فردی یکی از مؤلفه‌های کلیدی رشد اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان است که نقش مهمی در سازگاری تحصیلی و اجتماعی آن‌ها ایفا می‌کند. تقویت این روابط از طریق آموزش مهارت‌های ارتباطی در مدرسه، زمینه‌ساز تعامل مؤثر، کاهش تعارض و افزایش احساس تعلق در میان دانش‌آموزان می‌گردد. پژوهش حاضر،با هدف بهبود روابط بین‌فردی دانش‌آموزان دختر پایه چهارم دبستان، در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد.&#13;
روش‌شناسی پژوهش: پژوهش با روش ترکیبی کمی و کیفی و با راهبرد اقدام پژوهی انجام شد؛ درعین حال، اساس کار بر روش کیفی استوار بود. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه با معلمان، والدین، دانش‌آموزان و مشاور، مشاهده مستقیم روابط بین‌فردی و مطالعه متون علمی و پرسشنامه روابط بین‌فردی منجمی‌زاده (۱۳۹۱) بوده که با کمک والدین توسط دانش‌آموزان تکمیل شد. پس از تحلیل داده‌ها، ۱۴ دانش‌آموز با ضعف در مهارت‌های بین‌فردی، در ۷ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای بصورت گروهی در زمینه مهارت‌های ارتباطی و روابط بین فردی آموزش دیدند. &#13;
یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت‌های بین‌فردی منجر به بهبود تعاملات اجتماعی، افزایش همدلی و مسئولیت‌پذیری، کاهش تعارضات میان دانش‌آموزان و ارتقای مشارکت آنان در فعالیت‌های گروهی شده است.تحلیل کیفی مصاحبه‌ها و مشاهده‌ها نیز این بهبود را تأیید کرد. &#13;
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می‌تواند تعاملات اجتماعی دانش‌آموزان را بهبود بخشد و چالش‌های ارتباطی والدین، معلمان و مربیان را کاهش دهد. ارائه الگوهای رفتاری مثبت و فرصت‌های عملی تمرین مهارت‌های بین‌فردی توسط مربیان نیز می‌تواند به رشد اجتماعی، افزایش همدلی و تقویت فرهنگ گفت‌وگوی سازنده در مدرسه بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر معنویت محیط کار بر تعلق کاری با واسطه گری سلامت سازمانی بین آموزگاران شهرستان کازرون</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_241745.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر معنویت محیط کار بر تعلق کاری با واسطه گری سلامت سازمانی بین آموزگاران شهرستان کازرون بود.روش شناسی پژوهش: . در این پژوهش با توجه به هدف و موضوع پژوهش از روش توصیفی ازنوع همبستگی بود. جامعه آماری ما شامل تمامی آموزگاران شهر کازرون بود که طبق آمار آموزش و پرورش شامل 410 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان 198 نفر را از روش نمونه گیری تصادفی ساده بعنوان نمونه انتخاب کردیم. ابزار این پژوهش سه پرسشنامه معنویت در محیط کارمیلیمان و همکارانش(2003)،پرسشنامه تعلق کاری شافلی (2003) و سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) می باشد. که روایی صوری توسط استاد راهنما مورد تایید قرار گرفت و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه معنویت در محیط71/0 ،پرسشنامه تعلق کاری 82/0 و سلامت سازمانی 70/0 بدست آمد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که معنویت محیط کار بر تعلق کاری با واسطه گری سلامت سازمانی بین آموزگاران شهرستان کازرون با ضریب بتای 601/1 تاثیر دارد.همچنین بین معنویب در محیط کار بر تعلق خاطر کاری و سلامت سازمانی به ترتیب با ضریب بتای 531/0و123/0 تاثیر دارد.نتیجه گیری: معنویت در محیط کار هم به‌طور مستقیم و هم با واسطه سلامت سازمانی بر تعلق خاطر کاری معلمان اثر مثبت دارد، اما اثر غیرمستقیم آن قوی‌تر است. بنابراین تقویت سلامت سازمانی می‌تواند پیوند میان معنویت محیط کار و تعلق خاطر کاری را به شکل چشمگیری ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزش ترکیبی در نظام‌های آموزشی</title>
      <link>http://www.jopre.ir/article_241908.html</link>
      <description>مقدمه و هدف:با گسترش فناوری، آموزش الکترونیکی رایج شد اما چالش‌هایی مانند کاهش تعاملات انسانی را به همراه داشت. در پاسخ، رویکرد آموزش ترکیبی به‌عنوان تلفیقی از آموزش حضوری و برخط مطرح گردید. هدف این پژوهش، بررسی مبانی، مدل‌ها و اثربخشی آموزش ترکیبی در نظام‌های آموزشی است.روش شناسی پژوهش: . پژوهش پیش رو از نظر روش، در زمره تحقیقات توصیفی-تحلیلی قرار می‌گیرد. داده‌های مورد نیاز با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه‌ای) و با مرور منابع مکتوب و دیجیتال گردآوری شده‌اند. یافته ها: یافته‌ها نشان می‌دهد آموزش ترکیبی با تلفیق یادگیری حضوری و برخط، ضمن بهره‌مندی از مزایایی چون انعطاف‌پذیری، تعامل بیشتر و خودآموزی، به رویکردی مؤثر در نظام‌های آموزشی تبدیل شده است. مدل‌های مختلفی برای این رویکرد وجود دارد که مدل حضوری‌محور و مدل‌های خطی (جریان برنامه) و غیرخطی (شعاعی) از آن جمله هستند. مرور پژوهش‌های پیشین حاکی از آن است که یادگیری ترکیبی در مقایسه با روش‌های سنتی و صرفاً الکترونیکی، تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش یادگیری، پیشرفت تحصیلی، رضایت‌مندی و انگیزه فراگیران دارد. همچنین عواملی مانند کیفیت طراحی آموزشی، استفاده از مدل‌های مناسب (به‌ویژه مدل خطی) و تأمین نیازهای خودتعیین‌گری (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) در اثربخشی این رویکرد نقش کلیدی دارند. با وجود چالش‌هایی نظیر مدیریت زمان و مسائل فناوری، آموزش ترکیبی به دلیل کارایی و اثربخشی بالاتر، به‌عنوان رویکردی غالب در آموزش‌های امروزی موردتأکید است.نتیجه گیری: آموزش ترکیبی با تلفیق هوشمندانه آموزش حضوری و برخط، رویکردی مؤثر و انعطاف‌پذیر برای ارتقای کیفیت یادگیری، افزایش رضایت‌مندی و پاسخگویی به نیازهای متنوع فراگیران است. موفقیت این رویکرد مستلزم طراحی آموزشی مناسب، توجه به عوامل فناورانه و ارزشیابی مستمر می‌باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
